شجاع

369

أنيس الناس ( فارسى )

و همچنين هرزمان كه حركت نفس بهيمى به اعتدال بود و متابعت نفس عاقله نمايد و اقتصار كند به آنچه عاقله نصيب او مىدهد و در متابعت هواى خويش مخالفت او نكند از ان حركت فضيلت عفّت حاصل شود و فضيلت عدالت به تبعيّت لازم آيد . و چون اين سه جنس فضيلت حاصل شود و با يكديگر متمازج و مجتمع گردند ازين تركيب و اجتماع حالتى متشابه حادث گردد و صورتى مستحسن حاصل شود كه آن‌را « كمال » خوانند ، و هيچ كس مستحقّ مدح و مستعدّ مباهات نباشد الّا به اين فضائل سه‌گانه يا به يكى از ان سه . و كسانى نيز كه به شرف نسب و بزرگى آبا و اجداد مفاخرت كنند مرجع آن تفاخر آن بود كه بعضى از اسلاف و اجداد ايشان به اين فضايل موصوف بوده باشند . پس تفوّق و شرف ، به اين خصايل بايد جست نه به تغلّب و كثرت اموال . لكن هريك ازين فضايل اقتضاى استحقاق مدح صاحب فضيلت زمانى كنند كه از او متعدّى گردد و تجاوز نمايد و آثار آن به غير رسد ، چه مادام كه اثر آن فضايل در ذات صاحب فضيلت بود و به غير سرايت نكند مستحقّ مدح نشود . پس صاحب سخاوت هرزمان كه سخاوت از او تعدّى ننمايد و به غير نرسد او را منفاق خوانند نه سخى . و همچنين صاحب شجاعت را چون بدين صفت بود غيور خوانند نه شجاع ، و صاحب حكمت را مستبصر خوانند نه حكيم .